ریشه ی مشکلات اقتصادی کجاست

  زمان مطالعه دقیقه
میثم منصوری
 23 / 09 / 1398
مشکلات اقتصادی
  زمان مطالعه دقیقه
میثم منصوری
 23 / 09 / 1398

ریشه ی مشکلات اقتصادی کجاست

مشکلات اقتصادی

به راستی در ایران ریشه ی مشکلات اقتصادی در چه چیزی هست که بعد از گذشت سال ها هنوز با تورم بالا و رکود سرگردان هستیم

کینز در کتابش نوشت: اقتصاد مانند قایق ماهیگیری شناور در اقیانوس است که سکان آن هم شکسته است  بعد از جنگ جهانی دوم بود که همگان متفق القول اقتصاد کینزی را که در کتاب نظریه عمومی اشتغال بهره و پول’ عنوان شد را به عنوان یک توصیف صحیح از اقتصاد پذیرفتند.گزاره اساسی کینز این بود که بازار آزاد خودتنظیم نیست و کاپیتالیسم به برخی رهنمودها نیاز دارد، و این شروع جدی دخالت دولت ها در اقتصاد به منظور اشتغال زایی، تولیدو افزایش قدرت خرید شد.
در شرایط رکودی دو دستورالعمل بظاهر ساده وجود داشت تا در اقتصاد بکار رود

1.سیاست پولی و مشکلات اقتصادی

بانک مرکزی باید نرخ بهره را کاهش و سرعت چرخش پول را افزایش دهد به منظور افزایش تقاضا

2.سیاست مالی و ریشه مشکلات اقتصادی

(دولت میبایست مخارج بیشتری مصرف کند که از محل استقراض از بانک مرکزی یا از سایر دولت ها به منظور افزایش درامد ها و افزایش تقاضای موثر صورت پذیرد)

بر اساس نظریات کینز امکان نداشت که به صورت همزمان هم رکود و بیکاری و هم تورم افزایش یابد اما رکود تورمی دهه 70 و سال 2008 که ورشکستگی بسیاری از بنگاه های جهان را در پی داشت خط بطلانی بر این برداشت ها بود. (ایران کنونی نیز در شرایط مشابهی ست با این تفاوت که دولت باید هزینه ها را افزایش دهد اما درامدی ندارد پس چاره ای جز بالا بردن پایه پولی و کاهش ارزش پول ندارد)
اساس نظریه عمومی صحیح است اما به تعبیر نئوکینزی ها با اینکه از سیاست پولی و مالی می‌توان برای مواجهه با نوسانات تقاضای کلی استفاده کرد، اما چنین سیاست‌هایی در مقابله با نوسانات عرضهٔ کلی، با شکست رو به رو می‌شوند. به‌طور جزئی تر، یک شوک ناگوار به عرضهٔ کلی، نظیر افزایش قیمت نفت یا حامل های انرژی، می‌تواند موجب رکود تورمی شود، علت دیگر اینکه سیاست مالی جواب نداد این بود که با افزایش مخارج دولت از محل استقراض بیشتر به منظور افزایش درامد و تحریک مصرف و تقاضا این اتفاق صورت نمیپذیرد، بلکه باعث پس انداز بیشتر توسط مردم و بنگاه ها میشود زیرا مردم ناخوداگاه میفهمند یک دولت بدهکار نمیتواند آینده ی ان ها را تامین کند و این از اطمینان و مصرف محصولات و سرمایه گذاری در تولید جلوگیری و اثر سیاست مالی را خنثی میکند.در چنین شرایطی تورم و بیکاری افزایش یافته و فقر فراگیر می شود.
راه حلی برای حل این مشکل تاکنون وجود ندارد اما به اعتقاد نگارنده در کوتاه مدت “مدیریت افزایش شاخص رشد بازارهای سهام” جهت ایجاد اطمینان و افزایش سرمایه گذاری پیشنهاد می شود و احتمالا راه حل اصلی و بلند مدت تغییر ماهیتی در علم اقتصاد و چرخش از اقتصاد دستوری سیاسی به سمت سمت اقتصادی مبتنی بر ریاضیات است.

برای اطلاع از اخبار بیشتر به شبکه های اجتماعی ما در تلگرام و اینستاگرام مراجعه کنید و یا نام داریک لند  را در شبکه های دیگر سرچ کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *